پاک‌نوشته >

پاک‌نوشته

فصل دهم: حسرت پنهان‌شده ...

پاک‌نوشته

فصل دهم: حسرت پنهان‌شده ...

آخرین مطالب
logo-samandehi

من هیچوقت اعتقادی به ظلم در حق زنان نداشتم، شاید به دلایل مختلف مثلا فقط رفتار و ارتباطات اطرافیان خودمو می‌دیدم.
.
.
.

اما امروز خانومی ۴۵ ساله اومده با استئوآرتریت شدید زانو که به زور می ‌تونست چند قدم راه بره، برای تغییر شیوه زندگی براش چندتا جمله کوتاه توضیح دادم، گفت من نون می پزم تو خونه روی دو زانو همش باید بشینم، گفتم خب دیگه نون نپز نون بخرین از نونوایی، میگه هرچی به شوهرم میگم زانوهام درد داره نمی تونم نون بپزم جواب میده من نمیرم نون بخرم باید خودت نون بپزی، دیگه منم مجبورم.



لینک اینستاگرام

پ.ن: مطلب آینده یک فلش بک خواهد بود...


دوشنبه ۱۱ تیر دفاع پایان نامه

۱۱ صبح بیمارستان امام حسین

دورانی که به شدت درگیر پایان‌نامه‌ام، دارم می‌گذرونم. پایان‌نامه‌ای که قرار بود خیلی ساده و بررسی موضوع راحتی باشه به‌خاطر کمال‌گرایی و حس این‌که باید نتیجه‌ای درخور توجه داشته باشه، چون مردم غیرمستقیم دارن هزینه این رو میدن، به کشاکش و استرس افتاد.

فقط یک چیزی یاد گرفتم هیچوقت قرار نیست سختی زندگی تموم بشه و فقط فقط قراره یاد بگیرم چجور باید با این سختی‌ها زندگی کرد...


پ.ن: این‌که موضوع پایان‌نامه چی هست و مقاله‌ش به کجا رسید وقتی به نتیجه رسید میگم.

پ.ن: لطفا اگه نظر خصوصی یا عمومی میذارید ایمیل یا آدرس وبلاگ بذارید، شاید بخوام جواب بدم یا پیام بدم.


چند سال مثل خواب و رویا در دل بیداری گذشت...

. ۹۶/۱۱/۲۸

همیشه یه روزهایی اینقدر تو ذهن دور هستن که هیچوقت بهش فکر نمی کنی یا هروقت به ذهنت اومد با یه خنده میگی کو تا اینکه...

.

یکی از این روزها برا من جشن دانش‌آموختگی بود. هیچوقت فکرش نمی‌کردم نقطه‌ای از تاریخ قراره این اتفاق رقم بخوره. جشنی متفاوت با تمام جشن‌های دیگه. جشنی متفاوت با تمام جشن‌های فارغ‌التحصیلی رشته های دیگه.

.

حرف های زیادی برا گفتن دارم درباره خاطرات، اتفاقات تلخ و شیرین، شادی ها و اندوه ها، دوستی‌ها و دشمنی‌ها، خشم‌های فروخورده و فریادهای بلند و اینکه نمی‌دانم این بیش از هفت سال جنگ و ستیز و گریز بهم خوش گذشت یا پیرم کرد.‌

حرف زیاد دارم...

و این راه رو به پایان خود است

اسرار اَزَل را نه تو دانی و نه من،

وین حرفِ معمّا نه تو خوانی و نه من؛

هست از پس پرده گفت‌وگوی من و تو،

چون پرده برافتد، نه تو مانی و نه من.


خب همیشه زندگی کش و قوس های فراوانی داشته اما بعضیاش دیگه خیلی کشش کشسانه و قوسش زیاد...

اندر حکایت پایان نامه ما هم همین داستان شده تا اینکه چشمم به روی همه چی بستم و از پروژه انصراف دادم و هم اکنون پروژه دیگه ای که به نظرم به درد بخورتر هست و شاید پایه ای برای مطالعاتی بشه که دردی از مردم دوا کنه رو شروع کردم.


پ.ن: اگه مقاله ای چیزی ازش در اومد اینجا هم میذارم.

پ.ن: راستی فونت وبلاگم عوض کردم. انصافا فونت وزیر قشنگه به نظرم. اینم صفحه رسمی فونت.

جدیداً دیدم توی فضاهای مجازی که کانال‌ها و صفحات ساخته شده که از قول فلان آیت‌الله یا فلان طبیب مطلب درباره طب اسلامی و تبلیغ آن می‌گذارند.

متاسفانه طبق عادت بدی که همیشه داریم برای اثبات یه موضوع راحت‌ترین روشی که یه ذهنمون خطور می کنه اینه که بیایم یه چیزی که احساس می‌کنیم ممکنه عقیده ما رو به چالش بکشه بد و بیراه بگیم. برای این طب اسلامی هم اولین کاری که داره میشه بد و بیراه گفتن به پزشکی نوین و مدرن هست.

با اینکه خودم دانش آموخته همین مکتب پزشکی مدرن هستم اما آن‌چنان اصراری هم ندارم که علم حال حاضر بی‌نقص و کامل هست که البته بی‌نقص هم نیست. ولیکن اوقات خوشی هم ندارم که این‌چنین به دانشی که این‌همه برای اون زحمت کشیده شده کسی این‌جور راحت بد و بیراه بگه.

پزشکی جزو علوم تجربی هست. یعنی شما طبق تجربه خودت می‌توانی به درمان بیماری‌ها بپردازی. اما از آنجا که همه تجربه‌ها برای همه بیماری‌ها برای یک نفر امکان نداره از تجربیات دیگران هم باید استفاده کنی.

حالا این‌که شما بگی برای فلان شخص که بیماری سختی هم داشت من این کار را انجام دادم و او بهبود پیدا کرد پس برای هرکس که این بیماری داشت این درمان جواب می‌دهد؛ هیچ انسان با عقل سالمی این را قبول نمی‌کند که از این یک نفر بشود نتیجه کلی گرفت. درست که علم تجربی هست اما باید منطبق بر عقل هم باشد. برای تحقیق در علوم تجربی برای این‌که بشه درست به نتیجه رسید باید متغیرهای مخدوش‌گر در نظر گرفت حدالامکان حذف کرد و یا با افزایش تعداد نمونه کم اثر کرد.

اینکه فلان حکیم و طبیب در گذشته برای فلان ناخوشی این گیاه را داده و خوب بوده و باعث بهبودی، تجربه اون بوده در دوران قدیم. اگر واقعا موثر هست باید در یک پژوهش کارآزمایی بالینی(Clinical trial) مورد بررسی منطقی قرار بگیره. مثلا در تحقیقات جدید برای درمان افسردگی عصاره زعفرون به اندازه بعضی داروهای شیمیایی موثر بوده و قدیمی‌ها هم می‌گفتن که زعفرون نشاط‌آوره

متاسفانه یک پسوند اسلامی به طب اضافه کردند و حرف‌هایی که می‌زنند رو به ائمه وصل کردند و دیواری از تقدّس اطراف خودشون کشیدند. کلا در کشور ما هر چیزی را که بخوان مقدس ومنزه کنن یه پسوند اسلامی آویزش می‌کنن مثلا دانشگاه آزاد اسلامی،فلسفه اسلامی، طب اسلامی و... .

یه چیز دیگه که می خواستم بگم اینکه متاسفانه موارد زیادی هم دیدم هم شنیدم که بیمارانی فریب این مطالب را خوردن و با ترک سیر درمانی که داشتن وارد درمان‌های من درآوردی شدند و دچار مشکلات عدیده شدند. واقعا کدوم امام معصوم یا کدوم طبیب قدیم مدعی این شده که بیماری مادرزادی ژنتیکی رو درمان کرده که این آقایان اینجور ادعایی می‌کنند. کودک بیچاره دچار بیماری SMA که علت اون جهش در ژن SMN1 هست و هزاران مشکل تنفسی و حرکتی داره و با بیچارگی هربار که بستری میشه به حدی میرسه که قابل ترخیص بشه، چه گناهی کرده که با اینکه قدرت بلع نداره شما بهش جوشانده گیاهی میدین که همش بره تو مجاری تنفسیش و دچار عفونت بشه و مزید بر این به پدر و مادرش که به هر دری میزنن که کودکشون اندکی بهبودی پیدا کنه و از قضا دیگه مجبور شدن در حجره شما رو تو فلان مدرسه علمیه قم بزنن، امید واهی هم میدین. یا کدوم امام یا طبیب ادعا کرده که سندروم داون رو درمان میکنه؟

یا مثلا بیماری که به علت سرطان بدخیم پروستات که متاستاز ناحیه های داشته و به سختی با شیمی درمانی تحت درمان بوده و امیدوار بودند همه که متاستاز گسترده نداشته پس بهبود پیدا خواهدکرد چه گناهی داشته جز اینکه به شما مراجعه کرده و شما در اولین جلسه او را از ادامه شیمی درمانی منصرف کردید و پس ازچندماه با کمردرد و متاستاز گسترده به مهره های کمر مراجعه کرده است.

یا اون کودک چهارساله مبتلا به استئوسارکوما که از قضا پدرش روحانی هم بود. کودک بیچاره تحت درمان Neoadjuvant chemotherapy بود و داشت آرام آرام آماده عمل جراحی میشد که پس از آن بتواند دوباره به روال زندگی عادی برگردد اما در مراحل آخر شیمی درمانی به شما مراجعه کرد و پدرش را با همان آویزه اسلامی که به خودتان بسته بودید فریب دادید و کودک بیچاره بدتر روز اول و با گسترش فاجعه آمیز تومور دوباره مراجعه کرد.

هزاران نمونه دیگر هم وجود دارد که اصلا در جریانش قرار نمیگریم.

و اما در آخر پیشنهادی که به ذهنم می رسد:
اگر ادعایی بر درمان هر بیماری به هر روشی شد باید اثبات شود. پس لطفا به جای تقدّس زایی برای خودتان و حرف‌هایتان، علمی آن را اثبات کنید. اتفاقا کار سختی هم نیست. کافیست به عنوان فرضیه برایش یه پروپوزال بنویسید.

والا ما هم دوست داریم به جای داروهای عارضه‌ساز با داروهایی مردم را درمان کنیم که هیچ مشکلی برایشان پیش نیاید.

توصیه به همگان: لطفا اگر در فضای مجازی چیزی می‌بینید که درباره سلامتی شما یا درمان بیماری‌هاست حتما از طریقی که خودتان صلاح می‌دانید اطمینان حاصل کنید که این درمان‌ها منطقی و آماری تجربه شده باشد.

هر روز می بینی چقدر در برابر همه چیز مستاصل تر از دیروزی…


AML with monocytic & monoblastic features most probably Non-M3 please send the peripheral blood & BM samles for flowcytometery & PCR for PML-RAR fusion gene product which is positive only in M3 but most probably negative in this pt.

For Dr Clean information only: the promyelocytic gene (PML) on chromosome 15 translocate with the retinoic acid receptor (RAR) on chromosome 17 which is due to t(15;17)(q24.1;q21.2) to produce fusion gene PML-RAR



پ.ن: کی قراره زور بشر به این بیماری ها برسه؟…