پاک‌نوشته >

پاک‌نوشته

فصل هشتم: بازگشت از عزلت...

پاک‌نوشته

فصل هشتم: بازگشت از عزلت...

logo-samandehi

داشتم سخنرانی امروز امام خامنه ای در جمع مسئولین دستگاه قضا را می خوندم. مطالبی بود که فعلا از اونها تصمیم دارم درباره این بحث کنم.

امام خامنه ای فرموده بودند که "اینجور برخورد کردن، انصاف است. انسان باید هم جهات مثبت را ببیند، هم جهات منفى را ببیند." ما همیشه به یکی از ساده ترین و همچنین غیراخلاقی ترین روش که آن نفی دیگری که غالبا رقیب ماست برای اثبات خود استفاده می کنیم. این مطلب امروز به صورت "در این زمینه نباید مطلق نگاه کرد و فکر کرد؛ نقاط مثبت هم باید گفته شود، نقاط منفى هم گفته شود." در بیانات امام خامنه ای مطرح شد.

از این پس برای نقد عملکرد هر شخص و مجموعه ای باید اینطور کار کنیم که انتظار رهبری برآورده شود یعنی همیشه یادمان باشد:

نقد خوب و منصفانه = ذکر نقاط مثبت + ذکر نقاط منفی


در مطلب قبل این موضوع را با یک مثال بیان کردم که گاهی خودمان با بعضی مسایل ناخواسته درگیر می شویم که با عقاید مذهبی مان سازگار نیست.

این مطلب همیشه می تواند مشکل ساز باشد که ما دینی فکر کنیم اما در مقام عمل سکولار جلو بریم. به یاد میارم همین چند مدت پیش با چندتا از دوستان گعده ای تو مصلی تشکیل داده بودیم و درباره این بحث کردیم.

اگر دقت کنیم امام خامنه ای درباره سبک زندگی اسلامی صحبت کردند به نظرم میاد سبک زندگی اسلامی دقیقا به همین مضمون باشه که ما هرچه بیشتر امور دینی را در رفتارهای عمومی خودمون نمایان کنیم که این هم پیش از هر چیز نیازمند این است که ما بدانیم هر زمینه ای چه دستورات و توصیه های اسلامی در آن وارد شده است. کتاب مفاتیح الحیاة که از طرف آیت الله جوادی جمع آوری شده شروع خوبی در این مورد می تونه باشه.

 اما همیشه اشکال ما از ندانستن ما نیست. خیلی از مسایل هست که ما می دانیم ولی به آن اصلا عمل نمی کنیم. پس علاوه بر علمی که ما به دست میاریم همت مضاعف و عزم راسخی هم می خواهد که به آن عمل کنیم. دعا می کنم خدا به ما عطا کنه انشاالله.

والعاقبة للمتقین...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

سالهاست مردم به عشقت شبهای نیمه شعبان احیا می گیرند، روزهای نیمه شعبان روزه اند تا بیایی.

شما عمرت طولانی و بابرکت، ما کوته عمران بی حاصل را دریاب...

آنچه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد

                                   در میان خانه گم کردیم صاحب خانه را

آرزوی نبودن می کنم اگر بودنم مانع بودن توست.

عجل علی ظهورک...

سال هاست منتظریم این ندا را بشنویم...

الا یا اهل العالم انا المهدی

خدایا اگر دستبند تجمل نمی بست دست کمانگیر ما را

نمی کرد پیدا از آن سوی کهکشان، تیر ما را

ولی خسته بودیم و یاران همدل، به نانی گرفتند شمشیر ما را

ولی خسته بودیم و می برد طوفان، تمام شکوه اساطیر ما را

طلا را چه مس کرد دیگر ندانم، چه خاصیتی بود اکسیر ما را

هر روز طبق علاقه شخصیم اخبار مربوط به فناوری اطلاعات و پیشرفت علوم در این زمینه، به خصوص موبایل و تبلت و وسایلی از این دست را می خوانم و دنبال می کنم و روزی نیست که خبری از پیشرفت شرکتهای بزرگ فعال در این زمینه را نبینم و جدا بعضی اوقات خودم هم تعجب می کنم که چگونه از دو سه سال پیش تا حالا اینقدر گجت های جورواجور تولید و عرضه شده و به فروش رسیده است.

اما مطلبی را که چند روز پیش حین خواندن این اخبار به ذهنم رسید این بود که بشریت برای پاسخ به کدامیک از نیازهای خود در این زمینه در حال حرکت است؟

حقیقتا هر چی فکر کردم به چیزی جز حرص نرسیدم. بله به نظرم وسایلی چون موبایل و تبلت واقعا اینقدرها هم که الان با آنها در زندگی درگیر شدیم مورد نیاز ما نیست. اینکه بشر نامحدود را بسیار دوست دارد شکی در آن نیست اما می بینم که به صورت واهی دارد به سمت نامحدودی می رود که چندان نقش موثری در زندگی او ندارد و اینجاست که یاد آن جمله می افتم که خدا در قرآن می فرماید آن ها چیزی را می پرستند که هیچ نفعی برایشان در آن نیست. اکنون هم بشر به سمت لاینتاهی می رود که از دیدگاه دین ما نفعی در آن نیست و از همه دردناکتر اینکه ما مذهبی ها هم گاهی گرفتار آن هستیم و توجه نداریم، که در این زمینه نیز مطلبی خواهم نوشت انشاالله.

والعاقبة للمتقین...