پاک‌نوشته >

پاک‌نوشته

فصل دهم: حسرت پنهان‌شده ...

پاک‌نوشته

فصل دهم: حسرت پنهان‌شده ...

logo-samandehi
مدتی است دلم زبانم را یاری نمی دهد…
حرفها در ذهنم می شکنند

یادم هست زمانی با یکی از دوستان بحث نسبتا مفصلی درباره پزشکی مدرن و طب سنتی کردیم. دوست داشتم که یه مطلب هم درباره این بنویسم و منتشر کنم تا یک نظر متوازن و صحیح به این دو مقوله داشته باشیم.

در دنیای قدیم یا همان قبل از دوران صنعتی شدن پزشکی به صورت علمی کاملا تجربی رشد کرده بود و با دیدگاه کلی نگر به بدن در تلاش بود که بیماری ها درمان کند. با ورود به دوران صنعتی شدن و سرعت گرفتن رشد علوم پایه زیست شناسی مبنای صرف تجربی پزشکی ضعیف شد و به جای آن یافته های آزمایشگاهی و علمی قرار گرفت. این کلیات گذار از طب سنتی به پزشکی مدرن بود.

بیماری های در خور توجه دوران قدیم معمولا بیماری های حاد ناشی از ریززی ها (میکروارکانیسم ها) بوده اند و پزشکی مدرن در حرکت یک سویه ای در این زمینه به یافتن معالجه هایی برای این بیماری ها مبادرت کرد که ناگفته پیداست تا حدود زیادی موفق بوده مثلا هیچگاه همه گیری طاعون در یونان باستان در دوره جدید تکرار نشد.

اما در رابطه با بیماری های مزمن ناشی از سبک زندگی و بهداشت دیدگاه پزشکی مدرن واقعا جای نقد دارد
در پزشکی مدرن به طور کلی درمان بیماری ها به صورت درمان موردی
(case treatment)  هست مثلا اگر کسی با درد مفصل به پزشک مراجعه کند در صورتی به قلب توجه می کند که احتمال دهد دارویی که به او تجویز می کند به خاطر تداخلی که با قلبش دارد موجب مرگ او در کوتاه مدت می شود! یعنی در درمان فقط به مفصل توجه می شود و دیگر ارگان های بدن مهم نیستند. این همان دیدگاه معیوب پزشکی مدرن در جدا کردن ارگان های بدن از یکدیگر و پرداختن بدون توجه کامل به سلامتی عمومی است.

و نتیجه کلی این به نظر می رسد که پزشکی مدرن در صورت بروز مشکل حاد به خوبی تلاش می کند تا آن را رفع کند اما در زمینه بهداشت جزیی نگر است و طب سنتی در زمینه درمان و بهداشت به وسیله تصحیح روش زندگی واقعا جای بحث و فعالیت علمی زیادی دارد و تا حدود خوبی مناسب عمل کرده است

والعاقبة للمتقین...

دست از مس وجود چو مردان ره بشوی
                                                                  تا کیمیـــای عشـــق بیابی و زر شــوی

مدت ها پیش یک جلسه کلاس هنر رفتم

از اون کلاس همه هنرمند شدن من مجنون، حالا نمی دانم آنان هنرمندند یا من!!!

داشتم سخنرانی امروز امام خامنه ای در جمع مسئولین دستگاه قضا را می خوندم. مطالبی بود که فعلا از اونها تصمیم دارم درباره این بحث کنم.

امام خامنه ای فرموده بودند که "اینجور برخورد کردن، انصاف است. انسان باید هم جهات مثبت را ببیند، هم جهات منفى را ببیند." ما همیشه به یکی از ساده ترین و همچنین غیراخلاقی ترین روش که آن نفی دیگری که غالبا رقیب ماست برای اثبات خود استفاده می کنیم. این مطلب امروز به صورت "در این زمینه نباید مطلق نگاه کرد و فکر کرد؛ نقاط مثبت هم باید گفته شود، نقاط منفى هم گفته شود." در بیانات امام خامنه ای مطرح شد.

از این پس برای نقد عملکرد هر شخص و مجموعه ای باید اینطور کار کنیم که انتظار رهبری برآورده شود یعنی همیشه یادمان باشد:

نقد خوب و منصفانه = ذکر نقاط مثبت + ذکر نقاط منفی


در مطلب قبل این موضوع را با یک مثال بیان کردم که گاهی خودمان با بعضی مسایل ناخواسته درگیر می شویم که با عقاید مذهبی مان سازگار نیست.

این مطلب همیشه می تواند مشکل ساز باشد که ما دینی فکر کنیم اما در مقام عمل سکولار جلو بریم. به یاد میارم همین چند مدت پیش با چندتا از دوستان گعده ای تو مصلی تشکیل داده بودیم و درباره این بحث کردیم.

اگر دقت کنیم امام خامنه ای درباره سبک زندگی اسلامی صحبت کردند به نظرم میاد سبک زندگی اسلامی دقیقا به همین مضمون باشه که ما هرچه بیشتر امور دینی را در رفتارهای عمومی خودمون نمایان کنیم که این هم پیش از هر چیز نیازمند این است که ما بدانیم هر زمینه ای چه دستورات و توصیه های اسلامی در آن وارد شده است. کتاب مفاتیح الحیاة که از طرف آیت الله جوادی جمع آوری شده شروع خوبی در این مورد می تونه باشه.

 اما همیشه اشکال ما از ندانستن ما نیست. خیلی از مسایل هست که ما می دانیم ولی به آن اصلا عمل نمی کنیم. پس علاوه بر علمی که ما به دست میاریم همت مضاعف و عزم راسخی هم می خواهد که به آن عمل کنیم. دعا می کنم خدا به ما عطا کنه انشاالله.

والعاقبة للمتقین...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

سالهاست مردم به عشقت شبهای نیمه شعبان احیا می گیرند، روزهای نیمه شعبان روزه اند تا بیایی.

شما عمرت طولانی و بابرکت، ما کوته عمران بی حاصل را دریاب...

آنچه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد

                                   در میان خانه گم کردیم صاحب خانه را

آرزوی نبودن می کنم اگر بودنم مانع بودن توست.

عجل علی ظهورک...