بایگانی مرداد ۱۳۹۲ :: پاک‌نوشته >

پاک‌نوشته

فصل هشتم: بازگشت از عزلت...

پاک‌نوشته

فصل هشتم: بازگشت از عزلت...

آخرین مطالب
logo-samandehi

۱۷ مطلب در مرداد ۱۳۹۲ ثبت شده است

دیگر آینه ها هم چهره ها را درست نشان نمی دهند...

چشم به آینه اعتمادی نیست.

روزی که از تو حرف زدم همه به من خندیدند گفتند دیوانه ای...

اما امروز همه از تو می گویند چون کلاس دارد شاید دلشان برایت تنگ شده یا شاید مد روز این است.

کسی چه می فهمد عشق چیست؟!



پ.ن: جلال آل احمد گفت ما ایرانی ها زنده خوب و مرده بد نداریم!

اگر آدم عاشق شود شیطان هم سجده خواهد کرد...

تمام ترسم از این است که بیایی و ما بگوییم تو که امام زمانی قدرتت هم که زیاد است خدای بزرگی هم داری...


تو و خدایت بروید بجنگید ما برای شما دعا می کنیم.

آدم وقتی گم شد همه چیز را گم کرد…

هر کسی گمشده ای دارد. از کودکی همیشه جویای اوست. گمشده هر کسی همراه او بزرگ می شود عوض می شود تغییر می کند. همه گمشده ای دارند اما هر روز که می گذرد شاید پیش می رود تا نشانه هایی از او پیدا کند ولی قسمت غم انگیز قصه اینجاست تا نشانه ای یافت شد می گوید گمشده ام نزدیک است بگذار بعدا می روم که به او برسم و بعد آنقدر سرگرم می شود که اصلا از یادش می رود برای چه تا اینجا آمده و فکر می کند که چه بیهوده سفری...


هنوز ندایی از درونش فریاد می زند هرکس گمشده ای دارد و تو هنوز گمشده ات را پیدا نکردی!


والعاقبة للمتقین.

همیشه در کتابها خوانده بودم و در خطابه ها شنیده بودم که حضرت علی سر در چاه می کرد و با آن درد و دل می کرد و همیشه از روی نفهمی به خودم می گفتم این دیگه چه کاریست؟!!( العیاذ بالله.)
اما اکنون با خودم می گویم حضرت علی چقدر حرف های نگفته دیگری داشته اند که به چاه هم نگفته اند.
شاید درک اندکی از این رفتار حضرت علی وقتی باشد که بعضی اوقات جایی جز صفحه سیاه وبلاگم را برای گفتن حرف هایم ندارم و خیلی اوقات وقتی که خب نوشتم آنرا منتشر هم نمی کنم.
همیشه درک بزرگ مردان تاریخ خیلی سخت بوده است.

والعاقبة للمتقین
دست بردار پترس
همه شان راخواب برده است بگذار دنیاشان را آب ببرد...

نیازی نیست دعا کنم مرده باد دلی که تو در او جایی نداری...

مرده هست دلی که در آن نباشی.

امروز شنیدم بزرگی گفته است که پیرمردی به خاطر پیوند قلب دختری جوان به او ، احساسات لطیفی پیدا کرده است. کاش قبل از اینکه عمومی آن را مطرح کنند کمی تحقیق بیشتر می کردند یا حداقل برای اثبات مطلبی دینی از آن استفاده نمی کردند...