بایگانی خرداد ۱۳۹۳ :: پاک‌نوشته >

پاک‌نوشته

فصل هفتم: مُرَوَّح کن دل و جان را...

پاک‌نوشته

فصل هفتم: مُرَوَّح کن دل و جان را...

دنبال کنندگان ۱۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
logo-samandehi

۸ مطلب در خرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

الهی کجایند آن مردانِ مَرد که کوه ها می لرزیدند اما دل آن ها مستحکم بود.

آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ

چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ

دچار خودسانسوری شدم. بعضی مطالبم را در وبلاگ قرار نمی دهم دیگر، چون می ترسم اینجا تبدیل به رنج نامه بشه!

پزشکی خیلی بده. خیلی بد.

امروز یکی از دوستانم به رحمت خدا رفت. به دلیل PTE. چند هفته پیش اومد پیش من گفت پام درد می کنه. معاینه ش کردم. تشخیص های مختلف را براش توضیح دادم. آخر هم گفتم که باید برای رد DVT سونو داپلر کنی اما نرفت و این شد. من باید چیکار می کردم؟ به عنوان دانشجوی پزشکی که هنوز اجازه طبابت نداره فقط می تونستم مشاوره بدم.

اون هم دانشجوی داروسازی بود از من به داروهای ضد لخته مسلط تر بود.

شاید من هم کوتاهی کردم باید او را به زور هم که میشد می بردم بیمارستان

نمی دانم اما احساس خیلی بدی هست وقتی می بینی به چه راحتی می تونستی کسی را نجات بدی اما فرصت را از دست می دی.

پزشکی واقعا بد است!

 

آمد بهار جانها ای شاخه تن برقصا

الان دارم روماتولوژی می خونم...


اگه بیماری ای دارید و از اون رنج می برید، همین الان از ته دل خدا را شکر کنید چون من به شما قول می دهم بیماری های بدتری بوده که گریبانگیرتون نشده. قول میدم و مطمئن باشید!


اگر هم خدا به شما نعمت سلامتی داده جدی جا داره نیت کنید یه نماز شکر حسابی بخونید، همین الان...

سرشک گوشه گیران را چو دریابند در یابند

رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگر دانند

ز چشمم لعل رمانی چو می‌خندند می‌بارند

ز رویم راز پنهانی چو می‌بینند می‌خوانند

دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد

ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند

چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند

بدین درگاه حافظ را چو می‌خوانند می‌رانند

دراین حضرت چومشتاقان نیاز آرند ناز آرند

که با این درد اگر دربند درمانند درمانند

بازنشر:


گاهی میسر جاده به بن بست می رسد

گاهی تمام حادثه از دست می رود