درباره Clean! :: پاک‌نوشته >

پاک‌نوشته

فصل هشتم: بازگشت از عزلت...

پاک‌نوشته

فصل هشتم: بازگشت از عزلت...

logo-samandehi
محل تولد من زمین. ناخواسته از گونه انسان متولد شدم! دست تقدیر تا حالا زندگی ام را به اینجا کشانده...
7 سال اول زندگی را اصفهان زندگی کردم. بعد از آن کوچ کردیم و در شهر دیگری که دور بود ساکن شدیم. تمام دوران تحصیل ابتدایی و متوسطه را آنجا بودم و دوستان خبی هم از آن زمان هنوز برایم ماندند و در ارتباطیم.
وارد دانشگاه علوم پزشکی اصفهان شدم تا دکتر بشم!!! دست تقدیر بعد از 12سال دوباره مرا به اصفهان آورد. اینجا هم دوستان نیکویی دارم.
در طول زندگی ام سعی کردم تا آن جا که ممکن است جهان ببینم نه اینکه جهان بخوانم. دوران دبیرستان مجموعه های مختلف علمی، فرهنگی و معنوی را از نزدیک لمس کردم. سفرهای طولانی مدت و متفاوت من در چند سال اخیر نیز از همین فلسفه پیروی می کند و هنوز هم دوست دارم سختی مسافرت های طولانی را به جان بخرم و این رویه را ادامه بدم! مشتاقم بدانم تقدیر برای ادامه راه زندگی ام چه دارد...

* --> ازدواج کردم. تقدیر به اینجا رسید که ما هم متاهل بشیم. خدا رو شکر...