حرف ها... :: پاک‌نوشته >

پاک‌نوشته

فصل هشتم: بازگشت از عزلت...

پاک‌نوشته

فصل هشتم: بازگشت از عزلت...

logo-samandehi

نمی دانم؛ چند مدت است دیگر نمی توانم چیزی بنویسم. نه اینجا نه جای دیگر. هنوز هم حرف ها در ذهنم می شکنند.
حرف های ما نه گفتنی است نه شنیدنی. حرف های ما از جنس دیگر است دیدنی است، لمس کردنی. گوشی برای حرفهای ما شنوا نیست شاید چشمی بینا باشد و درکی بفهمد شاید...



پ.ن: از تمام دوستانی که توی نوشته قبل به ما لطف داشتن و حتی نظراتشون قابل تایید هم نبود ممنونم.