جاده :: پاک‌نوشته >

پاک‌نوشته

فصل هشتم: بازگشت از عزلت...

پاک‌نوشته

فصل هشتم: بازگشت از عزلت...

آخرین مطالب
logo-samandehi

سخت است که جاده از بیراهه تنگ تر است

سخت است می بینی آخر جاده خورشید به زیر زمین غروب می کند

سخت است می بینی جاده در آخر خود به شهرش می رسد

سخت است برای تو که میروی و مقصدی نداری

چه سخت است تو باشی و کسی با تو نباشد

و سخت تر که کسی زندگی اش مرده باشد و خودش هنوز زنده



ریحان

نظرات  (۱)

۰۸ مرداد ۹۳ ، ۱۵:۰۰ محمد حیدری
شعر زیبایی بود
اما یادت باشه میتونی پا به پای خورشید حرکت کنی و جا نمونی
کسی که راهش رو گم کرده قطعا به جمع مردگان پیوسته